محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )

43

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )

رجوع [ 10 ] به محبس خود نمود . سعد وقاص بعد از اطلاع او را از حبس رها كرده در مرتبهء ثانيه به عز شهادت رسيده در محلهء سرخاب مدفون گرديد . مخفى نماند كه حقير اين روايت را از تاريخ حشرى نقل نمودم . از قرارى كه جناب اعتماد السلطنه در مرآة البلدان خود مزار لازم الانوار ابو المحجن را در تويسركان نوشته « 1 » و اعتماد كلى هم به تواريخ و نوشتجات آن جناب داريم از اينجا يقين توان نمود كه او خوب فهميده نه حشرى ، زيرا كه بر نوشتهء حشرى اعتماد نتوان كرد . سقم و غلط تاريخى بسيار دارد از آن جمله بودن جناب محمد حنفيه است در فتح آذربايجان . از قرارى كه مسلم است تا بتول عذرا در حيات بود زن ديگر به سيد اوصيا حرام بود و وفات آن مخدره در سال يانزدهم هجرت واقع گرديده و ما در جناب محمد حنفيه را هم در سال يانزدهم از هجرت در زمان خلافت ابو بكر ، خالد بن وليد در قتل و غارت قبيلهء [ ] اسير آورده چنانچه در مجلدات امامت و تواريخ خلفا تفصيلا مرقوم است . امير - عليه السلام - او را به عقد خود درآورده در سال سيزدهم وجود لازم الجود جناب محمد از بطن آن مخدره توليد شده و هيچ شبهه‌اى هم در اين نيست كه فتح آذربايجان در سال بيست و دوم از هجرت شده چنانچه خود حشرى - عليه الرحمة - در احوالات حارث بن اميه تصريح سال فتح آذربايجان در بيست و دوم هجرت نموده ، پس از اين قرار كه فاصله از سال سيزدهم كه سال تولد جناب محمد حنفيه است الى سال بيست و دوم كه سال فتح آذربايجان است نه سال مىشود آيا چطور روا داريم كه امير المؤمنين كه آنى و ساعتى از ترويج شريعت غافل نبود پسر نه سالهء خود را كه به ظاهر شريعت مكلف به جهاد نبود امر به خلاف حكم الله نموده روانهء جهاد نمايد . استجير بالله ! چنانچه تصريح اين مطلب در احوالات امامزادگان اعظم عون على و زين على هم خواهم نمود . پس مىتوان گفت كه حشرى انصارى يا تواريخ عمده‌اى در دست نداشته يا در تتبعات تاريخ مسلط نبود و حقير هم لا بد هستم كه اكثر قول خود را از تاريخ حشرى روايت

--> ( 1 ) . مرآة البلدان ، ج 1 ، ص 818 و 820 .